قرار ما:
پنجشنبه 22 بهمن ماه
ساعت 8:30 صبح
روبروی درب مسجد امام حسن(ع)
هزینه رایگان
ساعت بازگشت: 2 بعدازظهر
آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک در برابر خطرات از خود دفاع کنید |
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
قرار ما:
پنجشنبه 22 بهمن ماه
ساعت 8:30 صبح
روبروی درب مسجد امام حسن(ع)
هزینه رایگان
ساعت بازگشت: 2 بعدازظهر
نبردپیامکیشماره۲
(17/11/88)
1. انحصار ساخت موشک حوت در دست کدام دو کشور است وسرعت آن چند برابر اژدرهای معمولی است و علت سرعت بالای آن چیست؟ (10 امتیاز)
2. منظور مقام معظم رهبری از خم در " سر خم می سلامت شکند اگر سبویی " چه بود؟ (5 امتیاز)
3. علت اشتباه گرفتن رب گوجه با کمپوت چه بود؟ (5 امتیاز)
الف) شباهت قوطی رب و کمپوت ب) شیطنت همرزمان ج) کنده شدن برچسب قوطی د) هیچ کدام
|
فاتحان نبرد پیامکی تا کنون |
|
|
1. امیرحسین بخش مند |
15 |
|
2. علیرضا مسعودی |
15 |
|
3. علی کاوه |
10 |
وَ مِن خُطبَتِهِ یصِفُ فیهِ المُتَّقین:
" وَ أمَّاالنَّهارَ فَحُلَماءُ عُلَماءُ، أبرارٌ أتقِیاءُ، قَد بَرَأهُم الخَوفُ بَریَ القِداحِ ینظُرُ إلَیهِمُ النَّاظِرُ فَیَحسَبُهُم مَرضی، وَ ما بِالقَومِ مِن مَرَضٍ؛ وَیقَولُ: لَقَد خولِطوُا! وَ لَقَد خالَطَهُم امرٌ عَظیمٌ! لایرضَونَ مِن أعمالِهِم القَلیلَ، یستَکثِرونَ الکَثیرَ. فَهُم لِأنفُسِهِم مُتَّهِمونَ، وَ مِن أعمالِهِم مُشفِقونَ."
باقی ماجرا ...

:::یاران جمارانی:::
عمریست که در بندم و زندانی خویشم
دلبسته راز دل توفانی خویشم
چون زلف شکن در شکن یار
در پیچ و خم غصه پنهانی خویشم
از بخت بدم نیست دگر سوز و گدازی
من سردتر از بخت زمستانی خویشم
مجروحم و دلخسته به پرواز شب تار
در حیرت کوچ از دل ظلمانی خویشم
آرام دل و مطمئنم از سفر خویش
تا در ره آن یار جمارانی خویشم
«مقام معظم رهبری»
مثلا آموزش آبی خاکی می دیدیم. می خواستم بلایی را که دیگران سر من آورده بودند سر بچه ها بیاورم. فکر می کردم همین که مثل کسایی که دارن غرق میشن شروع کنم به دست و پا زدن، از چپ و راست وارد و ناوارد می ریزند توی آب و باترس و دست پاچگی من را می کشند بیرون و کلی تر و خشکم می کنند و بعد می فهمند که با همه زرنگی کلاه سرشان رفته است.
دستم را به علامت کمک بالا بردن. و خلاصه نقش بازی کردن.
نخیر هیچکس گوشش بدهکار نبود.
جز یکی دو نفر که نزدیکم بودند. آنها هم مرا که با این وضع دیدند، شروع کردند دست تکان دادن: خداحافظ
اخوی شفاعت یادت نره
زمان: جمعه ، 9/11/ 1388
قرار: ساعت 8 صبح، روبروی مسجد امام حسن مجتبی(ع)
هزینه اردو: 3000 تومان
وسائل مورد نیاز: یک وعده ناهار
زمان بازگشت: ساعت 15به اطلاع کلیه اعضای کانون ولیعصر(عج) می رساند پس از یک ماه تعلیق سالن فوتبال (به مناسبت امتحانات پایان ترم اعضای کانون) از روز پنج شنبه مورخ ۱۳۸۸/۱۱/۱ تا پایان سال مجدداْ فعال خواهد شد.
به اطلاع کلیه اعضای جلسه زین العابدین(ع) می رساند روز شنبه مورخ ۱۳۸۸/۱۱/۳ فراخوان می باشد. حضور کلیه اعضای این جلسه در این روز الزامی است.
من المومنین رجال صدقوا
ما عاهد الّله فمنهم من قضی
نحبه ومنهم من ینتظر
در میان مومنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستادند ، بعضی پیمان خود را به آخر بردند( و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، وبعضی دیگر در انتظارند
می گفت " به من بگویید سید مجتبی "
جسم ضعیفی داشت ،اما خیلی تیز و زرنگ بود . کربلای یک تازه اومده بود لشکر سید الشهدا(ع)
توی خط پدافندی بود . خیلی توی خودش بود .عینکی!!! و آرام!!!!: سید مجتبی ، پسر آقا .
خود آقا گفته بودند : " مراقب باشید اسیر نشود ، از نظر سیاسی برای نظام در سطح جهانی بازتاب خوبی ندارد ، مجروح یا شهید هم شد که خوشا به حالش . "
یا من لا سلطان الا سلطانه
جلوی آینه مشغول شانه زدن به موهایم بودم. در منطقه عملیاتی که بیشتر بچهها کچل میکردند یا موهای ژولیده داشتند، موهای من..... صدای خنده آهسته مرا به خود آورد، برگشتم. شهید بابایی بود. گفت: الان چند دقیقه است که جلوی آینه ایستادهای و موهایت را چپ و راست میکنی. میدانی زیر هر تار مویت یک شیطان خوابیده؟ غرور این موها تو را جلوی آینه نگه داشته و فکر میکنی خوشتیپتر میشوی. ولی من عمدا سرم را با ماشین چهار تراشیدهام و یک قیافه معمولی به خود گرفتهام. قیافه معمولی، هیچ وقت انسان را مغرور نمیکند.
بر مال و جمال خویش غره مشو کان را به شبی برند و این را به تبی
یا من لایدوم الا ملکه